جرات سخن گفتن داشته باشید

چندی پیش در یکی پست های وبلاگ، خطاب به برندها، در مورد جرات شنیدن مطلبی نوشته بودم:

جرات شنیدن داشته باشید

ولی این نکته را فراموش کرده بودم که به مخاطبین برندها، چه برندهای شخصی و چه برندهای شرکتی یادآوری کنم که وقتی می بینیم که یک برند شهامت این را دارد که بخش دیدگاه ها یا کامنت های وبلاگ خود را باز کرده، در تلگرام  یا در فیسبوک و لینکدین گروه هایی ساخته که به مخاطبینش اجازه دهد به طور آزادانه نظرات و انتقادات خود را مطرح کنند و ارتباط دو طرفه با آنها داشته باشد، این به این معنی نیست که ما بتوانیم و این حق را داشته باشیم که هر نوع حرفی را در این محیط ها مطرح کنیم.

به قول معروف: درب دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته.

ما باید ظرفیت انتقاد سازنده و بهره برداری منصفانه از این موضوع را در خود تقویت کنیم و چون بخش کامنت یک حساب در شبکه اجتماعی و یا در وبلاگ یک برند باز است نباید سوء استفاده کنیم و هرچه دلمان بخواهد بگوییم و بنویسیم.

بدتر از این می دانی چی هست؟ اینکه به طور ناشناس و غیر قابل تماس این کار را کنیم. نمونه واقعی این موضوع این است که چندی پیش در انتقاد به یکی از مطالب بنده، دوستی در بخش کامنت مطلبی مطرح کرده بود و هیچ امکانی هم برای من برای ارائه دلیل و پاسخ نگذاشته بود یعنی آدرس ایمیل ایشون و نام ایشون غیر واقعی بود و نمی شد پاسخی برای این شخص ارسال کرد.

خوب به نظرم این موضوع اشکال دارد. حداقل اگر ما انتقادی یا ایرادی از مطالب و خدمات و محصولات یک برند داریم و آن را آزادانه بیان می کنیم، چه خوب و منصفانه است که این حق را برای طرف مقابل هم رعایت کنیم که بتواند پاسخ و یا دفاعیه خود را مطرح کند.

کسب و کار منصفانه کاری بس مشکل و چالش انگیز است. چه برندها و چه مشتری ها، هر دو باید در این مسیر با تقویت فرهنگ و نگرش خود، گام بردارند. این مسیر دو طرفه است. برخورها و رفتار نا مناسب مشتری حتما باعث خواهد شد تا برندها هم در رفتار خود بازنگری کنند. فرهنگ سازی همیشه جزو گران ترین کارها است و همیشه برندها ممکن است تحمل پرداخت این هزینه را نداشته باشند و ترجیح دهند تا رفتار خود را در مقابل رفتار نا منصفانه برخی از مخاطبین، تغییر دهند. آنگاه شاهد بسته شدن بخش دیدگاه های وب سایت ها، بسته شدن گروه ها و تبدیل آنها به کانال های یک طرفه خواهیم بود که به نظر من مسیر درستی در کسب و کار نیست.

پس بیایید در این مسیر شنیدن و گوش دادن با هم همکاری کنیم.

جرات شنیدن داشته باشید

شما به عنوان صاحب یک کسب و کار باید همیشه آمادگی شنیدن پیام ها و نظرات و انتقادهای مخاطبین و مشتری های خود را داشته باشید.

از زمانی که تلگرام امکان ایجاد کانال را معرفی کرد این خطر که کسب و کارها با ساختن کانال ها، به ارتباط یک طرفه با مخاطبین خود عادت کنند افزایش یافت. نگرانی من از این بود که آنها کم کم فراموش کنند که کسب و کاری موفق تر است که بیشتر از سخن گفتن، گوش دهد.

بسیاری از محصولات و خدمات خوب و مشتری پسند بر اساس نظرات و درخواست های واقعی مخاطبین آنها شکل گرفته تا در اتاق های دربسته طوفان فکری مدیران آن کسب و کارها.

پیشنهاد می کنم برای کسب و کار خود روش های گفتگوی دو طرفه با مخاطبین و مشتری های خود را انتخاب کنید. مثلا به جای کانال در تلگرام از گروه استفاده کنید. امکان کامنت و ثبت دیدگاه روی پست های وبلاگ خود را نبندید. در وب سایت خود امکان چت آنلاین طراحی کنید، از گروه های فیسبوک استفاده کنید. در لینکدین گروه بسازید.

خلاصه تا جایی که ممکن است از برقراری ارتباط یک سویه با مخاطب بپرهیزید و تا جایی که می توانید به آنها آزادی بدهید تا حرفشان را به شما بگویند. آنها در صحبت های خود اطلاعات ارزشمندی که برای برند شما بسیار مهم خواهد بود را به شما خواهند گفت.

مشکلات استارت آپ های ایرانی به قیمت کاغذ در بازار وابسته است!

باور کنید راست می گویم. اگر قیمت کاغذ کم شود، سردبیر محترم رسانه خوشحال تر می شود و سرمقاله های شاد و پرانرژی می نویسد. اگر کاغذ گران شود و سود رسانه کم شود، آنگاه حداکثر خلاقیت در تولید محتوای مایوس کننده را شاهد خواهیم بود و درد دلهایی که شاید در نگاه اول به نظر برسد دارد سنگ استارت آپ ها را به سینه می زند ولی در واقع دارد از مشکلات انتشار رسانه خود می نالد.

متاسفانه در این گیر و دار دست روی موضوعاتی می گذارد که اصلا نه به جامعه استارت آپی ربط دارد، نه واقعیت دارد و نه صلاح است که با دیدی منفی به آنها پرداخته شود.

اینکه مشکلات جامعه استارت آپی را به منتورها (Mentor) ربط دهیم و بعد هم به آنها برچسب خارج رفته و سیلیکون ولی دیده و دارای لحجه انگلیسی بزنیم به نظرم یک حرکت بسیار خطرناک است که به راحتی می تواند قشری از افراد تحصیل کرده و صاحب دانش ممکلت را به حاشیه ببرد.

آیا اگر متخصص بازاریابی دیجیتال ما به جای کلمه آنالیتیکس (Analytics) بگوید آنالایتکس و یا به جای کلمه بایو (Bio) بگوید بیو این برای جامعه استارتاپی ما خوب است یا اگر کسی این ها را با لحجه درست بیان کند و دیگران هم یاد بگیرند؟ آنگاه باید او را مورد تمسخر قرار دهیم و سرمقاله خود را به این موضوع پیش پا افتاده اختصاص دهیم؟

Continue reading “مشکلات استارت آپ های ایرانی به قیمت کاغذ در بازار وابسته است!”

پیام رسان فراموش شده

آیا در کشاکش جنگ پیام رسان های خارجی و داخلی، کسب و کار شما در حال تزلزل است؟

آیا هرگز با خود فکر کرده اید که کسب و کار شما در بحران ایجاد شده در میان مباحث فیلترینگ و پیام رسان های خارجی بی هویت که امروز مدیران آنها دم از راه اندازی «جنبش مقاومت دیجیتال» می زنند و موضوعاتی اینچنین مسخره، چطور باید موفق شود و از این بحران ها بی خطر عبور کند؟

آیا حیف نیست حاصل دسترنج شما، کسب و کاری که با زحمت ایجاد کرده اید و به موفقیت آن چشم دوخته اید، امروز در مقابل چشمان شما بازیچه افراد بی هویت، شرکت های بی بنیان، افراد و دولت ها و سیاسیونی شود که به تنها چیزی که اهمیت نمی دهند، موفقیت یا شکست کسب و کار شما است؟

به نظر من زمان آن رسیده تا بازنگری جدی در این زمینه انجام دهید و به اصول اولیه بازاریابی برگردید. وقت آن رسیده تا فرمان موفقیت یا شکست کسب و کارتان را از دست دیگران خارج کنید و خود آن را به دست بگیرید.

در این ویدئو به معرفی پیام رسانی پرداخته ام که به نظر من می تواند گره از بسیاری از مشکلات کسب و کار شما در این فضای آلوده و مواج، باز کند.

ویدئو را ببینید و حتما نظرات خود را در قسمت دیدگاه ها ثبت کنید.

وب فارسی منزوی تر از همیشه!

اگر شما هم مثل من از حدود سال های ۱۳۷۵ که روزهای اولیه ورود اینترنت به ایران بود وارد فعالیت در این حوزه شده باشید حتما به خاطر دارید که ساختن یک صفحه وب و یا تولید یک وب سایت دینامیک و اتصال به بانک اطلاعاتی و ساخت فرم ها و دریافت اطلاعات از کاربران و تولید بخش های ثبت نام و ورود به سیستم و طراحی بخش وبلاگ و امکان پست کردن محتوا در وب سایت ها چقدر چالش انگیز و سخت بود.

آن زمان با حداقل امکانات برنامه نویسی تحت وب باید کار می کردیم و سیستم هایی که تولید می شد همیشه دارای باگ های زیادی بود که در بخش های مختلف وب سایت ها نمایان می شد و یک نفر همیشه باید بالای سر کار می بود تا مشکلات را برطرف کند.

تازه برنامه نویسی تحت وب داشت شکل می گرفت که مشکلات بزرگ تری نمایان شد. حمله های هکرها، نفوذ به دیتابیس SQL که می توانست در یک حمله ساده کل اطلاعات و داده های یک وب سایت را نابود کند، مشکلات امنیتی خود سرورها، و خلاصه خیلی سخت بود.

بعد کم کم سیستم های سایت ساز ساخته شدند که خودشان دارای ایرادهای متعدد بودند و یک ایراد امنیتی در آنها باعث می شد ناگهان صدها وب سایت یگر که توسط آنها ساخته شده بودند نابود شوند.

خلاصه اینکه در آن روزگار با مسائل و مشکلات زیادی روبرو بودیم تا اینکه WordPress معرفی شد و ناگهان یک جهش بزرگ در تولید وب سایت های دینامیلک و وبلاگ ها بوجود آمد. زمان طراحی یک وب سایت از روزها، به ساعت ها تقلیل پیدا کرد و با معرفی پوسته ها و پلاگین ها، دست توسعه دهندگان برای ساخت وب سایت های پیچیده تر با امکانات بسیار بیشتر از قبل و در مدت زمانی بسیار کوتاه میسر شد.

ولی این خوشحالی هم زمان زیادی طول نکشید چون وردپرس هم توسط تعدادی برنامه نویس تولید شده بود و دارای ایرادهای زیادی بود و ناگهان دوران هک شدن وب سایت های وردپرسی فرا رسید. تقریبا روزی نبود که وب سایت های ما هک نشوند و صفحه اول آنها با تصاویر ترسناک و پیام های تهدید آمیز هکرها عوض نشود. حال دردسرهای جدیدی داشتیم. کدهای اصلی وردپرس، پوسته ها و پلاگین ها همگی در خطر هک شدن بودند و ما کارمان شده بود پاکسازی وب سایت ها از کدهای آلوده. شرکت های میزبانی هم کارشان شده بود متوقف کردن وب سایت های آلوده و درخواست از صاحب وب سایت برای تمیز کاری. خدمات جانبی جدید هم توسط شرکت های مختلف معرفی می شد برای پاکسازی و ایمن سازی وب سایت ها. خلاصه بلبشویی شده بود. این موضوع برمی کردد به حدود ۲ تا ۳ سال قبل.

تا اینکه وردپرس کم کم بهتر و بهتر شد و به جایی رسید که امروز تقریبا موضوع هک شدن وب سایت های وردپرسی چندان سر زبان ها نیست. پوسته های بسیار زیبا و حرفه ای و پلاگین هایی که قدرت های زیادی به وب سایت ها می دهند، تا جایی که وردپرس را به یک پلتفورم ساخت وب سایت عالی تبدیل کرده است.

پس ما بیش از ۲۰ سال زمان صرف کردیم. در واقع صنعت وب و طراحی وب سایت ۲۰ سال طول کشید تا به جایی که امروز است برسد و این مسیر پر چالش هزینه های بسیار زیادی در بر داشته برای توسعه دهندگان و صاحبان کسب و کارها تا به این نقطه تقریبا مستحکم برسد. نقطه ای که در آن شخصی مثل من بتواند در کمتر از نصف روز همین وب سایتی که در حال بازدید و خواندن مطالب آن هستید را بسازد.

حال این همه مقدمه برای چه بود؟

نگرانی من برای انتخاب و نوشتن این موضوع به جایی بر می گردد که شاهد هستم دقیقا همان مسیر که ۲۰ سال پیش شروع شده بود، امروز دوباره با همان شکل و شمایل ولی در محیط دیگری شکل گرفته: محیط تلگرام!!!

تلگرام به دلیل ماهیتی که به عنوان یک سیستم پیام رسان دارد، امکاناتی که ما برای تولید و مدیریت محتوا لازم داریم را ندارد. مثلا اشتراک گذاری محتوا، کامنت گذاری و مدیریت کامنت ها، طبقه بندی محتوا، تولید محتوای دنباله دار، تولید پست های غنی شامل عکس و متن و ویدئو و سایر امکانات. این ها را چرا لازم داریم؟ چون ما سال ها با وردپرس کار کرده ایم و سال ها مدیریت وب سایت ها را بر عهده داشته ایم و می دانیم که این امکانات حداقل چیزهایی است که ما لازم داریم.

خوب تلگرام این امکانات را ندارد ولی امکان گسترش از طریق تولید بات را دارد. پس راه کار این است که بنشینیم و همه این امکانات را از صفر تولید کنیم و به صورت بات های متعدد و مختلف در کانال ها و گروه ها قرار دهیم.

و وقتی از تولید کدها صحبت می کنیم دقیقا می توانیم درک کنیم که چه مشکلاتی قرار است ایجاد شود. بات هایی پر از باگ و مشکلات امنیتی که به تعداد فراوان در همه کانال ها و گروه ها رها شده اند. همه این بات ها برنامه هایی هستند که توسط یک برنامه نویس کد شده اند و به بانک های اطلاعاتی متصل هستند. کافی است ملاحظات امنیتی در آنها رعایت نشود و همان فاجعه هایی که برای وب سایت های دینامیک سال ها قبل رخ می داد دوباره اتفاق بیافتد.

ضمن اینکه اکثر این بات ها توسط افرادی ناشناس تولید شده و ما به راحتی باید مجوز دسترسی به مدیریت کانال یا گروهمان را به آنها بدهیم و خدا می داند پشت پرده این کدها چه اتفاقاتی خواهد افتاد!

امروزه می بینیم که دغدغه خیلی از مدیران کانال ها و گروه ها این شده که همان امکانات اولیه وردپرس را به هر شکلی شده در تلگرام هم پیاده سازی کنند و تازه داریم کم کم متوجه می شویم تلگرام چه عقبگرد بزرگی برای وب فارسی ایجاد کرده.

تلگرام تولید محتوای ما را از فضای جهانی وب منتقل کرده به فضای کوچک و منزوی تلگرام که یک فرد به عنوان صاحب آن قادر است برای همه تولید کنندگان محتوا و فعالین در این سیستم تصمیم بگیرد.

تلگرام باعث شده ما از امکانات وسیع و عالی وب سایت ها دور شده و به دوباره کاری برای تولید امکانات ابتدایی و بدیهی که لازم داریم در تلگرام رو آوریم.

تلگرام باعث شده تا محتوای وب فارسی از رادار وب جهانی خارج شده و تمام زحمات تولید کنندگان محتوای فارسی در یک بستر نا مطمئن منتشر شود.

تلگرام باعث شده تا محتوای تخصصی کمتر، کم عمق تر، غیر اصیل بیشتری تولید شود فقط برای اینکه بتوانیم تعداد عضوهای کانالمان را بیشتر کنیم. چرا؟ چون محتوای ما در وب قابل جستجو نیست و باید با روش های اینچنینی سعی در افزایش عضوها کنیم تا محتوایمان بیشتر دیده شود.

تلگرام باعث شده تا اکثر زحمات تولید کنندگان محتوا به مرور زمان به هدر برود چون امکانات جستجوی محتوا و ساختار محتوا در تلگرام برای هدف دیگری ساخته شده است و قدرت دسترسی به محتوای قدیمی در آن بسیار اندک است.

تلگرام باعث شده تا متخصصین ما برای کارهای بسیار ساده مدیریت یک گروه یا کانال دست به دامن بات نویس ها شوند تا بتوانند وقت خود را به جای تلف کردن برای مدیریت گروهشان، بر کارهای مهم تر کسب و کارشان متمرکز کنند. با این فرض که این بات ها قرار است بدون باگ و با ملاحظات دقیق امنیتی تولید شده باشند.

تلگرام باعث شده تا کسب و کارهای ما به جای تمرکز بر افزایش کیفیت سیستم بازاریابی و فروش، فقط به روش های قدیمی تبلیغات در تلگرام و سپس سر و کله زدن با انبوهی از پیام های تکراری در مورد قیمت و رنگ و نحوه ارسال و تعویض و پس دادن کالا و غیره شوند. همه کارهایی که در وب سایتشان می توانستند با کیفیت عالی انجام دهند را باید در تلگرام به سخت ترین شکل انجام دهند. بدتر از آن هم اینکه باید تعداد زیادی بات نصب کنند که کمی مدیریت کانالشان راحت تر شود. با این امید که صبح که بیدار می شوند همین بات ها باعث زمین خوردن کسب و کارشان نشده باشند.

تلگرام باعث شده تا صاحبان کسب و کارها هر روز با این دلهره کار را شروع کنند که ممکن است تا بعد از ظهر کل کسب و کارشان به دلیل فیلتر شدن تلگرام نابود شود. به جای تمرکز بر روی کیفیت خدمات باید به دعا و التماس متوصل شوند!

تلگرام باعث شده تا به جای تمرکز بر تولید ابزارهای کاربردی که به رونق کسب و کارهای ایرانی کمک کند، نخبه های متخصص و شرکت ها وسرمایه های عظیم ما برای تولید نسخه های کپی شده از تلگرام به عنوان سیستم های پیام رسان ملی صرف شوند که در نهایت قرار است چیزی شبیه تلگرام باشند و قرار است وب فارسی را منزوی تر از این که هست کنند.

وقتی از انزوا صحبت می کنم دارم در مورد یک موضوع خیلی جدی و واقعی حرف می زنم. در تصویر زیر ببینید!

البته حتما تلگرام و همه ابزارهای پیام رسان دیگر دارای مزایای زیادی هستند به شرطی که از آنها برای همان کاری که ساخته شده اند استفاده کنیم.

چگونه فروشندگان در بامیلو برنزی می شوند!!!

در این دستور العمل به شما یاد می دهم که چطور می توانید در یکی از بزرگ ترین وب سایت های فروشگاه آنلاین کشور به عنوان یک فروشنده فعال شناخته شده و سطح حساب شما از معمولی به برنزی ارتقاء پیدا کند.

۱-ابتدا در وب سایت بامیلو به عنوان یک فروشنده ثبت نام کنید.

۲-یک محصول الکی تستی در سیستم ثبت کنید.

۳-حدود سه ماه صبر کنید و هیچ فعالیتی انجام ندهید.

۴-در این مدت خیالتان کاملا راحت باشد چون حتی یک تماس از تیم پشتیبانی فروشندگان بامیلو دریافت نخواهید کرد که بپرسند خر شما به چند است!

۵-بعد از این مدت عدم فعالیت و سکوت کامل، ایمیلی دریافت خواهید کرد مبنی بر اینکه به دلیل فعالیت عالی شما، حساب فروشندگی شما به سطح برنزی ارتقاء یافته است.

درس هایی که می توان آموخت:

۱-لطفا با مخاطبین خود صادق باشید.

۲-از ابزارهای زمان بندی ارسال ایمیل ها هم به درستی استفاده کنید چون همین ابزارهای خوشگل و گوگولی که قرار است به کسب و کار شما کمک کنند گاهی می توانند به دلیل عدم استفاده ناصحیح، به کسب و کار شما لطمه بزنند.

حدس من این است که این ایمیل هم احتمالا از قبل زمان بندی شده بوده که پس از مدت خاصی برای فروشندگان بامیلو ارسال شود.

قبل از فشردن کلید «ارسال» یا کلید «پست» بیشتر فکر کنید…

مدیریت شبکه های اجتماعی و لیست ایمیل شرکت های بزرگ، کاری بسیار حساس و نفس گیر است و شخصی که مدیریت این کار بر عهده او است مسئولیت بسیار سنگینی دارد.

فعالیت در این شبکه های اجتماعی و بزرگ بودن لیست ایمیل این شرکت ها مثل یک چاقوی دولبه عمل می کند. در روزهای خوب که همه چیز بر وفق مراد است، این سرمایه های مهم به رونق کسب و کار کمک می کنند ولی وای به روزی که اشتباهی رخ دهد. در این حالت فقط یک تیم مدیریت بحران قوی می توند چاره ساز باشد.

خودتان را در شرایطی فرض کنید که صبح به شرکت آمده اید و با تماس ها و ایمیل های متعددی روبرو می شوید که مشتریان شما پشت سر هم تماس می گیرند و درخواست خرید خدمات و محصولاتی که با تخفیف زیاد اعلام کرده اید را دارند. شما تعجب زده به همه آنها می گویید ما چنین تخفیفی نداریم و آنها می گویند خودتان دیشب ایمیل فرستاده اید!!! و تازه متوجه می شوید چه بلایی سرتان آمده است!!!

با تیم مدیریت شبکه های اجتماعی شرکت تماس می گیرید و آنها می گویند متاسفانه ایمیلی که دیشب در حال تست بوده اند حاوی اطلاعات اشتباهی بوده که در یک فرایند غیر عمد، به میلیونها کاربر عضو لیست خبرنامه شرکت ارسال شده.

وای خدای من… حال چه باید کرد؟

بگذریم از اینکه شما چه بلایی سر تیم مدیریت شبکه های اجتماعی شرکتتان خواهید آورد، مشکل مهم تر این است که چطور باید این موضوع را جمع و جور کنید! چطور پاسخ هیئت مدیره و سهامداران را بدهید! چطور جلوی رسانه ها ظاهر شوید و به آنها چه بگویید و از همه بدتر چطور پاسخ این همه درخواست مشتری ها را بدهید.

چند دقیقه خودتان را جای مدیر این شرکت قرار دهید و ببینید گام های اجرایی شما چه خواهد بود.

به هر حال این داستان کاملا واقعی بود و اتفاقا برای یک شرکت بسیار بزرگ اتفاق افتاده، همین دیروز (۳۰ ژانویه ۲۰۱۸). شرکت هواپیمایی اتحاد در کشور امارات چنین اشتباهی کرده و ایمیل اشتباهی ارسال کرده که حاوی اطلاعات تستی بوده. و امروز ایمیل عذرخواهی ارسال کرده که البته از نظر من متن ایمیل چندان قوی نیست و آنچنان که باید نشان از سرافکندگی شرکت و دلجویی از مشتری ها ندارد ولی به هر حال این تجربه می تواند برای همه ما آموزنده باشد.

در خبرنامه محمود بشاش عضو شوید

این خبرنامه هر ۱۵ روز یک بار ارسال می شود