افزایش فروش و موفقیت کسب و کار در فضای آنلاین

موفقیت در بازاریابی دیجیتال بر سه پایه استوار است

امپراتوری آنلاین شما باید بر سه پایه مهم و مستحکم بنا شود تا در مقابل تغییرات و در مقابل حوادث خارج از کنترل شما بتواند مقاومت کند و دوام بیاورد و کسب و کار شما را حمایت کند.

خیلی ها هنوز فکر می کنند فقط با تکیه بر شبکه های اجتماعی و اپلیکیشن های کپ و گفتگو و پیام رسان ها می توان یک کسب و کار بلند مدت و موفق را ایجاد کرد.

در این ویدئو به این موضوع پرداخته ام و به شما توضیح می دهم که چرا این طرز فکر از پایه و اساس اشتباه است و چطور باید این دیدگاه را اصلاح کنیم تا به افزایش فروش و افزایش موفقیت کسب و کار ما در فضای آنلاین کمک کند.

ویدئو را ببینید و حتما نظرات خود را در قسمت دیدگاه ها ثبت کنید:

محصولی تولید کن که خودت به آن افتخار کنی

سوال این است که ما تا چه اندازه باید کیفیت خدمات و محصولات خود را افزایش دهیم؟ آیا برای این افزایش کیفیت حد و مرزی وجود دارد؟

آیا افزایش کیفیت محصولات که احتمالا با افزایش قیمت هم همراه خواهد بود در میزان فروش ما تاثیر خواهد گذاشت؟ این تاثیر مثبت یا منفی خواهد بود؟

در این ویدئو یک نمونه محصول بسیار ساده و شاید پیش پا افتاده را بررسی کرده ام که می تواند ایده های جالبی به شما بدهد و دیدن آن خالی از لطف نیست.

ویدئو را ببینید و حتما نظرات خود را در قسمت دیدگاه ها ثبت کنید:

www.moo.com

پیام رسان ها هم منقرض می شوند

پس از انتشار ویدئو های قبلی در زمینه مشکلات پیام رسان ها و نظرات منفی من در پایه گذاری کسب و کارها بر اساس امکانات و ابزارهای پیام رسان و همچنین اعلام ابزار ایمیل به عنوان یک راه کار جایگزین، سوال ها و انتقادهای زیادی پرسیده شد که لازم دانستم تا برای رفع ابهامات، مطالب تکمیلی بیشتری پست کنم.

این ویدئو در راستای همین اطلاع رسانی و شفاف سازی است که اتفاقا دقیقا در روز و ساعتی آن را تهیه کردم که تقریبا تلگرام در تمام نقاط جهان از کار افتاده و کسب و کارهای زیادی را تحت تاثیر قرار داده.

ویدئو را ببینید و حتما نظرات خود را در قسمت دیدگاه ها ثبت کنید.

www.mailchimp.com

www.sendinblue.com

www.aweber.com

www.stampready.com

می خواهید بیشتر بفروشید؟ از مشتری ها قهرمان بسازید

امروز از سرویس grammarly.com ایمیلی دریافت کردم که شامل این اطلاعات در مورد من و الگوی استفاده من از خدماتشان بود:

۱-شما از ۹۰٪ از کاربران ما سازنده تر هستید.

۲-شما از ۸۰٪ از کاربران ما دقیق تر هستید.

۳-شما از بیش از ۹۳٪ از کاربران ما کلماتی یکتا استفاده کرده اید.

Continue reading “می خواهید بیشتر بفروشید؟ از مشتری ها قهرمان بسازید”

جرات سخن گفتن داشته باشید

چندی پیش در یکی پست های وبلاگ، خطاب به برندها، در مورد جرات شنیدن مطلبی نوشته بودم:

جرات شنیدن داشته باشید

ولی این نکته را فراموش کرده بودم که به مخاطبین برندها، چه برندهای شخصی و چه برندهای شرکتی یادآوری کنم که وقتی می بینیم که یک برند شهامت این را دارد که بخش دیدگاه ها یا کامنت های وبلاگ خود را باز کرده، در تلگرام  یا در فیسبوک و لینکدین گروه هایی ساخته که به مخاطبینش اجازه دهد به طور آزادانه نظرات و انتقادات خود را مطرح کنند و ارتباط دو طرفه با آنها داشته باشد، این به این معنی نیست که ما بتوانیم و این حق را داشته باشیم که هر نوع حرفی را در این محیط ها مطرح کنیم.

به قول معروف: درب دیزی بازه، حیای گربه کجا رفته.

ما باید ظرفیت انتقاد سازنده و بهره برداری منصفانه از این موضوع را در خود تقویت کنیم و چون بخش کامنت یک حساب در شبکه اجتماعی و یا در وبلاگ یک برند باز است نباید سوء استفاده کنیم و هرچه دلمان بخواهد بگوییم و بنویسیم.

بدتر از این می دانی چی هست؟ اینکه به طور ناشناس و غیر قابل تماس این کار را کنیم. نمونه واقعی این موضوع این است که چندی پیش در انتقاد به یکی از مطالب بنده، دوستی در بخش کامنت مطلبی مطرح کرده بود و هیچ امکانی هم برای من برای ارائه دلیل و پاسخ نگذاشته بود یعنی آدرس ایمیل ایشون و نام ایشون غیر واقعی بود و نمی شد پاسخی برای این شخص ارسال کرد.

خوب به نظرم این موضوع اشکال دارد. حداقل اگر ما انتقادی یا ایرادی از مطالب و خدمات و محصولات یک برند داریم و آن را آزادانه بیان می کنیم، چه خوب و منصفانه است که این حق را برای طرف مقابل هم رعایت کنیم که بتواند پاسخ و یا دفاعیه خود را مطرح کند.

کسب و کار منصفانه کاری بس مشکل و چالش انگیز است. چه برندها و چه مشتری ها، هر دو باید در این مسیر با تقویت فرهنگ و نگرش خود، گام بردارند. این مسیر دو طرفه است. برخورها و رفتار نا مناسب مشتری حتما باعث خواهد شد تا برندها هم در رفتار خود بازنگری کنند. فرهنگ سازی همیشه جزو گران ترین کارها است و همیشه برندها ممکن است تحمل پرداخت این هزینه را نداشته باشند و ترجیح دهند تا رفتار خود را در مقابل رفتار نا منصفانه برخی از مخاطبین، تغییر دهند. آنگاه شاهد بسته شدن بخش دیدگاه های وب سایت ها، بسته شدن گروه ها و تبدیل آنها به کانال های یک طرفه خواهیم بود که به نظر من مسیر درستی در کسب و کار نیست.

پس بیایید در این مسیر شنیدن و گوش دادن با هم همکاری کنیم.

جرات شنیدن داشته باشید

شما به عنوان صاحب یک کسب و کار باید همیشه آمادگی شنیدن پیام ها و نظرات و انتقادهای مخاطبین و مشتری های خود را داشته باشید.

از زمانی که تلگرام امکان ایجاد کانال را معرفی کرد این خطر که کسب و کارها با ساختن کانال ها، به ارتباط یک طرفه با مخاطبین خود عادت کنند افزایش یافت. نگرانی من از این بود که آنها کم کم فراموش کنند که کسب و کاری موفق تر است که بیشتر از سخن گفتن، گوش دهد.

بسیاری از محصولات و خدمات خوب و مشتری پسند بر اساس نظرات و درخواست های واقعی مخاطبین آنها شکل گرفته تا در اتاق های دربسته طوفان فکری مدیران آن کسب و کارها.

پیشنهاد می کنم برای کسب و کار خود روش های گفتگوی دو طرفه با مخاطبین و مشتری های خود را انتخاب کنید. مثلا به جای کانال در تلگرام از گروه استفاده کنید. امکان کامنت و ثبت دیدگاه روی پست های وبلاگ خود را نبندید. در وب سایت خود امکان چت آنلاین طراحی کنید، از گروه های فیسبوک استفاده کنید. در لینکدین گروه بسازید.

خلاصه تا جایی که ممکن است از برقراری ارتباط یک سویه با مخاطب بپرهیزید و تا جایی که می توانید به آنها آزادی بدهید تا حرفشان را به شما بگویند. آنها در صحبت های خود اطلاعات ارزشمندی که برای برند شما بسیار مهم خواهد بود را به شما خواهند گفت.

مشکلات استارت آپ های ایرانی به قیمت کاغذ در بازار وابسته است!

باور کنید راست می گویم. اگر قیمت کاغذ کم شود، سردبیر محترم رسانه خوشحال تر می شود و سرمقاله های شاد و پرانرژی می نویسد. اگر کاغذ گران شود و سود رسانه کم شود، آنگاه حداکثر خلاقیت در تولید محتوای مایوس کننده را شاهد خواهیم بود و درد دلهایی که شاید در نگاه اول به نظر برسد دارد سنگ استارت آپ ها را به سینه می زند ولی در واقع دارد از مشکلات انتشار رسانه خود می نالد.

متاسفانه در این گیر و دار دست روی موضوعاتی می گذارد که اصلا نه به جامعه استارت آپی ربط دارد، نه واقعیت دارد و نه صلاح است که با دیدی منفی به آنها پرداخته شود.

اینکه مشکلات جامعه استارت آپی را به منتورها (Mentor) ربط دهیم و بعد هم به آنها برچسب خارج رفته و سیلیکون ولی دیده و دارای لحجه انگلیسی بزنیم به نظرم یک حرکت بسیار خطرناک است که به راحتی می تواند قشری از افراد تحصیل کرده و صاحب دانش ممکلت را به حاشیه ببرد.

آیا اگر متخصص بازاریابی دیجیتال ما به جای کلمه آنالیتیکس (Analytics) بگوید آنالایتکس و یا به جای کلمه بایو (Bio) بگوید بیو این برای جامعه استارتاپی ما خوب است یا اگر کسی این ها را با لحجه درست بیان کند و دیگران هم یاد بگیرند؟ آنگاه باید او را مورد تمسخر قرار دهیم و سرمقاله خود را به این موضوع پیش پا افتاده اختصاص دهیم؟

Continue reading “مشکلات استارت آپ های ایرانی به قیمت کاغذ در بازار وابسته است!”